رفته بودیم باغ پدرجون

بابام مرا با دستاش پرت می کنه به بالا
از اون بالا می خندم به خنده های بابا



اون موقع هم من کوچولو بودم هم درخت های باغ پدر جون...!!!!

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


رفته بودیم باغ پدرجون
