خرید عید و خوشحالی ریحانه
دیروز پنج شنبه، من و بابا جون و مامان جون رفتیم بازار:
![]()

با اینکه خسته شده بودم ولی خوشحال بودم چون چیزای خوشگل و خوشمزه خریدیم!!!
وقتی اومدیم خونه و مامان لباس هامو تنم پوشید من یه نگاهی توی آینه کردم و بعد رفتم سراغ خوراکیها..!!!!
ولی مامان گفت اول لباس هاتو در بیار، بعد خوراکی بخور، چون لباس عیدت کثیف میشه!!!!

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خرید عید و خوشحالی ریحانه
